مفعول غیر مستقیم – کوتااااااه
مادر جنده
فحش رو داد و پاش رو محکم رو گازفشار داد و افتاد دنبال پژو.
یه کمی عصبی شده خوب.
از اون آدمایی هم نیست که وقتی حرف نافرم بشنوه شروع کنه به نفرین و الهی سقف رو سرت خراب بشه و الهی طوفان بشه و این حرفا، فقط عصبانیتش رو تخلیه می کنه.
اینجوری عقده ای هم نخواهد شد.
دلیل عصبی بودنش هم اینه که پارتنر، از این شلوارا هست که از سر زانو تا پس سر پاره هست، پوشید. این آقا غیرتی شد و پاچه گرفت. پارتنر هم گفت بره پی کارش.
در ضمن آقا پسر همیشه به چراغ قرمز احترام می ذاره.
از حالگیری ای که شده، بگذریم، بدش اومده یارو سبیل کلفته از چراغ قرمز رد شد. یه احساسی کرد همچین انگار بهش توهین شده.
به پارتنر که نمی شه چیزی گفت به اینم که نگه …
…اوه اوه…
چه صدای بد و بلند و گوش خراش و زشتی …
این هاله مقدس و گرد که رو سرش گذاشتن چه بهش می آد. مستقیم هم داره می ره بهشت خوش به سعادتش
مادر جنده
فحش و داد و به سرعت بال زد دنبال فرشته ای که از بغلش رد شده بود رفت.
چراغ به دستان عزیز:
خیلی خوشحالم اینجا نوشتم داستانمو
خیلی هم ممنونم که انتشار دادین اون رو
کوتاه
شنبه، 31 شهریور در 9:10 ق.ظ.