از دوست داشتن
از دوست داشتن
کیبورد

یک پسر همجنسگرا، پدرمادر (پدر و مادر را مخصوصا سر هم نوشتم) دگرجنسگرایش را چرا دوست دارد
کیبورد:
اینکه بخواهیم تصور کنیم که یک فرزند همجنسگرا بهخاطر گرایش جنسیاش قادر به
دوست داشتن پدرمادرش نیست عجیب است.
آیا
او زمانی که به دوست داشتن والدین خویش فکر میکند و یا زمانی که دوست داشتناش را
ابراز میکند به گرایش جنسیاش فکر میکند؟ برگردیم به زمانیکه همین فرزند هنوز
به گرایش جنسیاش پی نبرده؛ با اینکه به این مسئله آگاه نبوده ولی پدرمادرش را
دوست داشته. حالا که به همجنسگرایی خودش پی برده چه چیزی در احساس او نسبت به
والدینش تغییر کرده است؟ آیا گرایش جنسی وی به وی حکم میکند که احساس دوست داشتناش
را به والدینش تغییر دهد؟ اگر جواب مثبت است پس چرا پیش از نامگزاری بر روی این
گرایش، همچین اتفاقی رخ نداده است؟
آیا
دگرجنسگرا بودن پدرمادر، باعث نمی شود که یک پسر همجنسگرا، با آنها احساس غریبگی
بکند؟
کیبورد:
این دگرجنسگرا بودن همین پدرمادر بوده است که باعث شده وی پا به هستی بگذارد. حال
باید دید این مسئله چرا باید باعث فاصله بین پسر همجنسگرا و پدرمادرش شود؟ گرچه در
طرف مقابل (یعنی پدرمادر) تفکری کاملا برعکس، حتی ترس و تنفر از همجنسگرایی وجود
دارد. و اگرچه برای بسیاری از دگرجنسگرایان که همین پدرمادر هم ممکن است جزو آنها
باشند،همجنسگرایی عاملی مخرب محسوب میشود، اما این مسئله برای یک همجنسگرا مطرح
نیست. برای یک فرزند همجنسگرا، منافاتی بین دگرجنسگرایی پدرمادرش و همجنسگرایی
خودش وجود ندارد.
به
نظر تو، وقتی که پسر همجنسگرا به پدرمادرش می گوید که همجنسگرا است، فکر می کند که
پدرمادرش از او خواهند ترسید؟ یا به خاطر او، از دیگران خواهند ترسید؟
کیبورد:
بگذارید تنفر و ترس را در این مورد کنار هم قرار دهیم، چون معمولا در برابر
همجنسگرایی این دو مسئله در کنار هم میتازند.
اینکه
ترس و تنفر پدرمادر مطرح باشد یا ترس و تنفر دیگران از پسر همجنسگرا و در نتیجه
ترس پدرمادر از دیگران بوجود بیاید، هر دو مانعی هستند برای مطرح کردن مسئلهی
همجنسگرایی یک پسر همجنسگرا برای پدرمادرش. ولی به نظر من اولین تفکری که برای وی
هنگام فکرکردن به این مسئله پیش میآید، ترس و تنفر پدرمادر است از خودش. چون
معمولا اگر والدین به این مسئله پی ببرند، ترس و تنفر از همجنسگرایی باعث میشود
که از بچه شان ترس و تنفر داشته باشند و به شدت مراقب این باشند که این مسئله به
خارج از محیط خانواده درز نکند.
به نظر تو چرا پدرمادرها نمی توانند از همین پنجره به پسر
همجنسگراشان نگاه کنند، یعنی گرایش جنسی او مانعی برای دوست داشتنش نباشد؟ چرا
برای آنها مهم است که پسرشان حتما مثل خودشان دگرجنسگرا باشد؟