انتقاد هایی به سازمان – مهدی (همزاد)
انتقادهایی به سازمان
مهدی (همزاد)
سازمان، در عمر چند سالهی خود، چهرهای از خود نشان داده که بعضی جنبههای آن ناخوشایند، غیرمنطقی و گاه حتا آزاردهنده بوده است؛ ممکن است بعضی نقدها و انتقادهایی که اینجا مطرح میشوند پیامد سیاستهایی باشند که اکنون بازنگری شدهاند و یا پیامد رفتار شخصی ِ یکی یا بعضی از اعضایی باشد که اکنون نیستند. بههر حال اما، در دورانی که سپری شده، سازمان برای خود «شخصیت» مستقلی پیدا کرده که برآیند منش و کنش تک تک اعضا و تمامی تصمیمگیریهای گذشته و حال است.
در این نوشتهی کوتاه، بعضی از مهمترین کاستیها و لنگیهای سازمان، از دیدگاهِ شخصی نویسنده، بررسی شده است؛ واضح است که این انتقادها، بهمعنی ندیدن کمکها و سودمندیهای سازمان نیست و هدف، این است که سازمان بتواند بهعنوان یک نهاد رسیدگی به حقوق همجنسگرایان، آیندهی کاری پربارتر و شفافتری داشته باشد.
1. تشویق به مهاجرت:
یکی از اصلیترین و پرتبلیغاتترین فعالیتهای سازمان در طول این چند سال، حمایت و توجه فراوان آن به مهاجرت، همجنسگرایان پناهنده، رسیدگی به مشکلات ناشی از خروج از کشور، و مسایلی از این دست بوده است؛ تا حدی که این حمایت و توجه گاهی رنگ و بوی تشویق به فرار هم داشته است. بیانیهها، خبرها، اقدامها، کامیابیها و بهطور کلی بروندادهای سازمان در این مدت، این فکر را پدید میآورد که سیاست و دکترین اصلی برای سازمان، خروج از کشور و پناهندگی است.
2. بیتوجهی به همجنسگرایان داخل کشور.
یکی از مهمترین ایرادهایی که به سازمان وارد است، کمتوجهی فراوان به وضع و زندگی همجنسگرایان داخلی است که ارتباط نزدیکی با ایراد پیشین دارد. بهنظر میرسد سازمان از همجنسگرایانی «خوشاش میآید» که از ایران خارج شده باشند و برای آنها ارزشی در حد قهرمان قایل است. در حالی که بسیاری از همجنسگرایان که به دلیلهای گوناگون علاقه، امکان، یا توان خروج از کشور را ندارند با مشکلات فراوانی در اینجا روبهرو هستند و به توجه، راهنمایی، و همدلی بسیاری نیازمندند. از سوی دیگر، برای پدید آمدن جنبشی در جهت دفاع از حقوق همجنسگرایان در کشور، باید آنها را دعوت به ماندن، برنامهریزی، فرهنگسازی و تحرک بیشتر کرد، نه این که با موضعی منفعلانه، راه را برای خالی کردن میدان به آنها نشان داد. اگر روند خارجنشین شدن همجنسگرایان تبدیل به روند غالب همجنسگراهای ایرانی شود، حرکتهای همجنسگرایانه در ایران روزبهروز پژمردهتر میشود و هیچگاه امکان دستیابی به کمترین موفقیتی وجود نخواهد داشت.
3. پنهانکاری، ابهام، و رفتارهای کودکانه.
سازمان، از آغاز کار خود، رفتارها و برخوردهایی داشته است که وجههی او را در میان بخش بزرگی از همجنسگرایان مکدر کرده است. از بارزترین و بحثبرانگیزترین کارها نامهای ساختگی، دروغگویی بهمنظور بزرگ و مهم جلوه دادن فعالیتها، تبلیغات پر سر و صدا برای موفقیتهای کوچک، و برخی رفتارهای تخریبی و مداخلهگر بوده است. البته با مسایلی که در این یکی دو ساله پیش آمده و تلاشی که اعضای جدید برای شفافتر کردن اوضاع سازمان داشتهاند، بهنظر میرسد بخش عمدهای از پنهانکاریها و ظاهرسازیها مستقیما برآمده از ناشیگری و رفتارهای کودکانهی آرشام پارسی است. یکی از عجیبترین و آزاردهندهترین این موارد، خلق شخصیت ساختگی هلیا پرند از سوی این شخص بود که از یک سو به تعریف و تمجید از آقای پارسی میپرداخت و از سوی دیگر برای برخی از فعالان (از جمله بچههای مجلهی ماها) مشکلاتی بهوجود آورد.
4. رفتارهای بزرگمنشانه و انحصارطلبانه.
سازمان، بهویژه در دوران ابتدایی کار خود، در بیشتر مواقع برخوردی از موضع قدرت داشته است و این احساس را القا میکرده که دیگران باید خودشان را با منافع و برنامههای سازمان همراه و هماهنگ کنند. در واقع، بهجای ایجاد فضای همدلی و تلاش برای این که کارها و حرکتهای مشترکی انجام شود، سازمان علاقهی وافری داشته که خود، جلودار همهی پیشنهادها و فعالیتها بشود. برخی از این رفتارها علنی و آشکار بوده و برخی دیگر، در رابطههای خصوصی سازمان با مجلهی ماها به دفعات دیده شده است.
اینها، تنها چند انتقاد عمده به رویه و منش سازمان بود و از یک طرف، میتوان انتقادها و ایرادهای دیگری به آن افزود و از طرف دیگر، باید باز هم تاکید کرد که وجود سازمان به عنوان یک نهاد فعال و کارآمد، مفید و حتا ضروری است و نقد کردن رفتارهای آن، ابدا نباید به معنا نادیده گرفتن حرکتهای مثبت و تلاشها و رنجهای اعضای آن تلقی شود.
مهدی (همزاد)