وبلاگ نشریه ی چراغ

ارگان سازمان دگرباشان جنسی ایرانی

دو نامه از آلفو دزد دلها

دیدگاهی بگذارید »

1- بیانیه رسمی هیئت مدیره ی سازمان دگرباشان ایرانی… اولین متن چراغ 43

من پس از مدت ها چراغ می خوانم

و این جمله مرا به یاد جملات منتشر شده از سوی سازمان های دولتی داخلی می اندازد.

ساقی؟ راستی چه شد که بین ما و شما،

تولید کننده و مصرفگر و حامی تا این حد فاصله افتاد؟

مگر روزهای اول حامیانی برای هم نبودیم؟

حال جملاتی صادر می شود که عده ی معدودی را مدیر و بقیه را رعیت می داند!

.

سخن سردبیر عطر سیگار را در هوا می پراکناند! باز هم چراغ … و ساقی که امید است پاینده باشد.

.

همسرشت، باربد، خشایار، همزاد و پرنیان یاد آور هستند که دوباره ما با آن ها هستیم و کنار هم هستیم و همچنان که در وبلاگ هایمان، باز خود را به چاپ می رسانیم.

.

مصایب همجنسگران؟

مگر یادت نیست زنی که دستانش را به چرک لباس ِ فاخران فروخت و کلیه اش در بدن من و تو می تپد که یادمان برود درد تخلیه کردن مصرف شده ها را!

.

میلاد از خانواده و فرزندان می گوید!

میلادم، مگر فراموش کردی که من، تو و همه ی ما، آزادی های جنسی دیگران را فراموش می کنیم و مادران و خواهرانمان را پشت آبمیوه گیری غیرتمان دفن می کنیم؟ مگر در پس آزادی چشمان پر از خواهش پدرانمان در برابر هرزرفتگان دست هشدار نگرفتیم؟

.

آیدین ِ مختاری!

جنبش زنان چاره اش اعدام و جنبش همجنسگرایان چاره اش اعدام است!

.

بیانیه را روزنامه وار می خوانم… خاطرم هست که متنی را که خبر از دستگیری در اصفهان می داد تنظیم کردم و برای یاهو لیستم فرستادم. 10 دقیقه بعد متن من بی منبع روی وبلاگ آرشام بود! و مصاحبه ای که با من کرد و سپس جمله بندی هایم را در مصاحبه اش شنیدم!

2- سلام به ساقی قهرمان، سلام به چراغ، و اگر این متن از زیر دست ساقی قهرمان سالم به در آید … سلام به خوانندگان چراغ

عموما برای مجله ای خصوصی نمی توان نقد حسابی بسان مجلات دولتی نوشت زیرا این مجله از منابع شخصی تغذیه می شود و بودجه ای که به من یا ما لطمه بزند ندارد.

من بی هیچ خصومت قبلی، چراغ را یک نشریه نمی بینم. شاید یک جنگ باشد. شاید هم آلبومی از نویسندگان برتر وبلاگ ها به اضافه ی حضور بی رقیب ساقی قهرمان.

اگر سخن سردبیر حذف شود مواد این نشریه فقط الگوهای ادبی ست.

به روزنامه ها، مجلات و ماهنامه ها نگاه کنید.

آنها ستون ثابت و نویسندگان ثابت دارند و هریک از این ستون ها خواننده ی ثابت خود را دارند. آن ها مشکلات من و تو را در چند خط خلاصه می نویسند و نتیجه گیری می کنند و بحث را می بندند.

در مجلات معتبر ما عکس ها را کپی غیر مجاز نمی کنیم.

ما در این مجلات ستون مخصوص هواداران داریم و ای- میل ها را جواب می دهیم.

ما در بخشی خاص به سئوالات شخصی و مشکلات خوانندگان جواب می دهیم.

اگر چراغ صرفا ادبی باشد باز هم هواداران/خوانندگان نشریه، که موجودات اصلی مسبب طراحی چراغ هستند باید نقش داشته باشند.

چراغ می تواند صاحب داشته باشد؛ چندی پیش چند نفر از اخراجی های چراغ از من و ما مطلب خواستند.

درست است که ما ساقی قهرمان را به عنوان سردبیر نشریه به رسمیت می شناسیم، اما آیا چراغ در جایی به ثبت رسیده است که هر روز مدعی تازه ای پیدا نکند؟

چرا چراغ از ما می خواهد که برایش بنویسیم و سپس در اولیت های چراغ ما گم می شویم؟ آیا پسر 15 ساله ای که من و تو برایش می نویسیم اصلا دلش متن ادبی خالص می خواهد؟ چند تا از دردهایش را حل کرده ایم؟ چرا چراغ مثل سکاف نیست که عده ی زیادی آرشیو کاملش را بخواهند؟

فکر می کنم امروز در این حد کافی ست. تمام نقدها فقط برای بهبود جامعه است و چراغ که یکی از ارکان بهبود است.

نوشته شده توسط cheraq

شنبه، 31 شهریور در 9:03 ب.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.